الشيخ أبو الفتوح الرازي
27
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
افگنم . ضحّاك گفت : پايش ببندم و در آفتابش افگنم مقاتل حيّان گفت : به قطرانش بيالايم و در آفتابش افگنم . بعضى دگر گفتند : جمع كنم ميان او و ميان ضدّش ، و بعضى دگر گفتند : جدا كنم ميان او و ميان دوستش . بعضى دگر گفتند : از خدمت خودش دور كنم . * ( أَوْ لأَذْبَحَنَّه ) * ، [ ياش بكشم ] ( 1 ) ، * ( أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ ، ) * ، يا حجّتى روشن بيارد . امّا سبب تفقّد سليمان او را آن بود كه گفتند : خداى تعالى شعاع او چنان آفريده بود كه حجاب او را منع نكردى از ديدن آب تا او در زير زمين آب بديدى ، و براى اين سبب سليمان - عليه السّلام - او را به خود نزديك داشتى تا چون وقت عبادت او بودى هد هد ره نمودى بر آب ، در بيابان زمين بكندندى و آب بر آوردندى ، اين روز وقت نماز در آمد آب نبود ، سليمان او را طلب كرد ( 2 ) حاضر نبود ، سليمان او را تهديد كرد . قصّهء اين آن بود كه ، علماى سير و اخبار و قصص انبيا گفتند : چون سليمان - عليه السّلام - از بناى بيت المقدّس فارغ شد ، خواست تا به زمين حرم آيد ، ساز رفتن بكرد و لشكرها را جمع كرد از جنّ و انس و دوابّ و سباع و وحوش و طيور ، چندان لشكر جمع شد كه لشكرگاهشان ( 3 ) صد فرسنگ بود . او باد نرم را فرمود تا ايشان را بر گرفت و به زمين حرم آورد . چون به آن جا رسيد مدّتى مقام كرد ، و در مدّت مقامش آن جا هر روز پنج هزار شتر مىكشت و پنج هزار گاو و بيست هزار گوسپند ( 4 ) ، و اشراف قوم خود را گفت : اين جايى است كه در آخر زمان پيغامبرى از او بيايد عربى ( 5 ) بدين صفت و بدين هيأت و سيرت ، خداى او را نصرت دهد بر همه دشمنانش . هر جا كه او فرود آيد ترس او در دل مردم يك ماهه راه ( 6 ) از هر جانبى پديد آيد ، خويش و بيگانه بنزديك او در حق [ 169 - پ ] راست باشد ( 7 ) . در حقّ خداى از ملامت هيچ ملامت كننده ( 8 ) باك ندارد .
--> ( 1 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا او . ( 3 ) . آج ، آل : ايشان . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مش : گوسفند . ( 5 ) . كا : عزيز . ( 6 ) . آط : ره . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : باشند . ( 8 ) . آط : كنندهاى .